میخوام فراموشت کنم
اما چیزی به جز ما توی یادم نیست
ای کاش میشد که تو را داشتن
این خواسته اونقدرا زیادم نیست
لعنت به بارونای بیموقع
نفرین به جادههای بیبرگشت
گفت به همه گرگهای خوش ظاهر
لعنت به رد پاهای بیبرگشت
من فکر میکنم کمی دیره
یه چیزی داره تورو میگیره
چیزی شبیه خواب بعد از ظهر
یه خاطره از ذهن تو میره
خاطرهی اونی که دوست داشت
کنار اون قلبتو گم کردی
افسرده میشی چون نمیتونی
هیچ موقع تا خاطره برگردی
لعنت به بارونای بیموقع
نفرین به جادههای بیبرگشت
گفت به همه گرگهای خوش ظاهر
لعنت به رد پاهای بیبرگشت